مرتضى راوندى
281
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سيّد جمال الدين اسدآبادى سيّد جمال الدين اسدآبادى ، مانند شيخ هادى نجمآبادى در رسالهء « چرا اسلام ضعيف شده ؟ » توجه علما را به اين نكته جلب مىكند كه وقت آن رسيده است كه : « علماى اعلام و پيشوايان اسلام قيام به وظايف واجبهء خود كرده ، تكليف خود را در نصيحت و خيرخواهى اداء نمايند و هرآينه اگر علما اين مسلك را پيش گيرند به زودى « حق » بلند خواهد شد و باطل سرنگون خواهد گرديد و چنان نورى ساطع شود كه چشمها را خيره سازد و اعمالى صادر گردد كه عقول و افكار اهل عالم را متحيّر نمايد . » « 1 » در هرحال ، نقش روحانيان در جنبش مشروطيت ايران شايان توجه و قابل ذكر است ، وقتى روحانيان ، دورويى و عهدشكنى محمّد على شاه و وابستگى او را به اجانب ديدند ، به مخالفت جدّى با او برخاستند ، سه تن از روحانيان مشهور و معروف تهرانى ، خراسانى ، و مازندرانى رسما نوشتند : « به عموم ملت حكم خدا را اعلام مىداريم : اليوم همّت در رفع اين سفاك جبّار ( محمد على شاه ) و دفاع از نفوس و اغراض و اموال مسلمين از اهمّ واجبات و دادن ماليّات به گماشتگان او را اعظم محرّمات و بذل جهد و كوشش در استحكام و استقرار مشروطيّت به منزلهء جهاد در ركاب امام زمان ارواحنا فداه ، و سر مويى مخالفت و مسامحه به منزلهء خذلان و محاربه با آن حضرت صلوات اللّه و سلامه عليه است . اعاذ اللّه المسلمين من ذالك انشاء اللّه تعالى . » « 2 » در نامهء زير ، روحانيان سابق الذكر خطاب به نايب السّلطنه و مسئولين امور مىنويسند : « . . . البته بديهى است ، زحمات و مجاهدات علما و امرا و سرداران عظام ملى ( ستار خان و باقر خان ) و مجاهدين دينپرست وطنخواه و طبقات مختلف ايران در استقرار اساس قويم مشروطيت و اينهمه بذل نفوس و اموال در تحصيل اين سرمايه سعادت ، احياء وطن اسلامى و آبادانى مملكت و ترقى و اجراء قوانين مذهب و سدّ ابواب حيف و ميل در ماليه و صرف آن در قواى نظاميّه و ساير مصالح مملكتى و قطع مواد تعدى و تحميل چند نفر نفسپرست خودخواه خودرأى بود . . . » « 3 » در جريان استقرار مشروطيت - چنان كه قبلا يادآور شديم - غير از روحانيان ، طبقهء بازرگانان و اصناف و پيشهوران و كسبه نيز نقش مهمى داشتند : « اين دو گروه يعنى علماى ملّى و بازرگانان براى سالهاى دراز بطور دوجانبه از يكديگر بهره مىبردند ، علما به
--> ( 1 ) . تشيع و مشروطيت ، عبد الهادى حائرى ، انتشارات امير كبير ، ص 98 . ( 2 ) . كسروى مشروطه ، ص 730 . ( 3 ) . تشيع و مشروطيت ، پيشين ، ص 123 .